مقالات معماری و عمران

سلام.دوست عزیز به وبلاگ خودتان خوش آمدید.

مقالات معماری و عمران

سلام.دوست عزیز به وبلاگ خودتان خوش آمدید.

طراحی مبلمان برای خیابان و زباله دان و گلجای

زندگی شهری بر خلاف زندگی ساده روستایی، با مصرف توام است.مصرف گرائی در نزد شهرنشینان موارد زیادی را شامل می شود،از مواد غذایی گرفته تا وسایل یکبار مصرف. آنان در تلاش بیشتر برای خرید ومصرف هستند. در چنین شرایطی خیابان،میدان،پارک وهر مکان عمومی دیگر می تواند به سادگی به محل دفع انواع زباله های مردم تبدیل شود.لزوم طراحی،ساخت،موقعیت دهی ونصب درست انواع زباله دان با کاربرد ها و فرمهای متنوع در چنین شرایطی است که بیش از پیش ضروری می نماید. 

در محیط شهری زباله دان باید قابل رویت بوده واستفاده از آن راحت باشد،ولی نباید به عنوان عنصری مزاحم وپر زرق و برق جلوه کند.استقرار زباله دان نباید به صورت اتفاقی انجام پذیرد بلکه باید بر اساس نرخ تردد و ازدحام مردم در یک محدوده یا نقطه ای خاص انجام گیرد. به طور مثال وجود زباله دانهای متعدد در برابر یک فروشگاه بزرگ یا مدرسه ای پر از دانش آموز امری شایسته است.«در فضاهای شهری با تعدّد مبلمان شهری، زباله دان نیز باید در هماهنگی کامل با عناصر یاد شده باشد. ولی در باغ،پارک،تفریحگاه از این قبیل،زباله دان بهتر است با معابر،مسیرها و گذرگاههای محیط در ارتباط باشد.» همچنین استقرار زباله دان در نزدیکی نیمکت بسیار توصیه شده است.

لزوما" زباله دان نباید پایه ای مستقل داشته باشد. می توان آنرا به تیر برق،سرپناه ایستگاه اتوبوس،تابلوی خیابان و یا حتی دیوار نصب کرد.بر این اساس زباله دانها را می توان چنین تقسیم بندی کرد:

●ظروف متصل به اجزای دیگر مبلمان شهر.

●ظروف متصل به دیوار.

●ظروف مستقل و ایستا(پایه دار).

●ظروف متحرک برای استفاده موقت.

●ظروف با گنجایی زیاد و مناسب برای محیطهای عمومی و مجموعه های کنار جاده ای.

«در یک خیابان شلوغ و مسیر ی مستقیم ظرفها را می توان با فاصله های30 متری از هم نصب کرد.اما در بیرون برخی مکانها مانند سینما،اغذیه فروشی وقنادی_ همانطور که گفتیم_ می توان این فاصله را کاهش داد. بر عکس در خارج ساختمانهای عمومی معینی با عنایت به بعضی نکات ایمنی،تعداد زباله دانها را می توان کاهش داد.»

تعداد زباله دان و حجم آن باید با تعداد استفاده و حجم زباله سازی در منطقه مورد نظر هماهنگ باشد. چنانچه این دقتها صورت نگیرد،زباله دان خیلی سریع به عنصری بی فایده تبدیل می شود.«حداقل گنجایی در مرکز شهر باید 50 لیتر باشد. در محیطهای وسیع وپیاده روهای پرازدحام،ظروف پایه دار با گنجایی 50 تا 100 لیتر مناسب تر است».در مکانهایی که خدمات رسانی با مشکلاتی روبروست،باید دیرکرد زمان تخلیه و بالطبع حجم بیشتر زباله را حساب کرده ودر نظر داشت.موقعیت زباله دان و دفعات تخلیه،عواملی هستند که گنجایی آنها را تعیین می کنند.فرم،مواد ورنگ زباله دان حتی الامکان باید با سایر مبلمان موجود هماهنگ باشد.اشکال مدور و هندسی ساده بویژه چهار گوش ارجحیت دارند.در طراحی زباله دان برای هر منطقه یا محلی رعایت این نکات حائز اهمیت است:دوام در برابر وندالیسم وفرسایش،موادومصالحی با حداقل تعمیر ونگهداری،راحتی و سهولت تخلیه و نظافت،ضد سرقت،ضد آتش،اختفای محتویات(زباله ها)و نصب،سوار کردن و اتصال اجزا.مصالح این کار باید دوام واستحکام را با هم داشته باشند.استفاده از مواد زیر در ساخت زباله دانها عمومیت دارند:

●مواد مرکب:از نوعی رزین دیر گداز تولید می شود که سطحی بسیار صاف وصیقلی را به وجود می آورد،به راحتی وبه به سادگی تمیز می شود ودر محیطهای کنترل شده خاص مصرف دارد.

●فلزات ریختگی:این مواد قابلیت دستیابی به جزئیات دقیق را به خوبی دارند(مانند علائم، نوشته ها وآرایه های خاص هر ناحیه)و به دلیل مقاومت بالا،افزایش ظرافتهای طراحی در نزد آنهااز استحکمشان نمی کاهد.

●بتن:نیاز به مراقبت زیاد ندارد،اما ضخامت ماده به کار رفته حکایت از فرمهای ساده هندسی دارد.همچنین بافت سنگدانه ای آن با دانه بندی نمایان،تأثیری سه بعدی و پایدارتر با عنایت به نکات اقتصادی از خود بر جای می گذارد.

● چوب: به شکل تیرک،بیشتر زمانی استفاده می شود که سطل داخل از فلز باشد.این ماده اصولاچهره نا آشنا،مزاحم وپرزق و برق در محیط ندارد ومی توان گفت با هر فضایی اعم از رسمی و غیر رسمی هماهنگی دارد. سطل داخل را می توان از ورق گالوانیزه، تورها وشبکه های مفتولی فلزی با روکش پلاستیک یا پلی اتیلن ساخت. هنگامی که بنا باشد که محتویات زباله دان دیده نشود باید از در پوش استفاده کرد. استفاده از در پوش همچنین می تواند باعث کاهش بوی نا مطبوع،دفع حشرات مزاحم، جلوگیری از پراکندگی زباله ای سبک بر اثر باد،پرندگان وحیوانات وممانعت از ورود آب باران بشود. درپوش را می توان به شیوه های گوناگون مانند زنجیری یا لولایی(شبیه در صندوقهای پست انگلیسی) تعبیه کرد ودقت شود که تمامی متعلقات باز شونده باید سریع وآسان عمل کنند. نکته دیگر،در نظر گرفتن سوراخهای تخلیه در کف سطل برای شستشوهای دوره ای و خروج آب باران است.هر قدر وجود این سوراخها می تواند در شرایط یاد شده مفید باشد،در برخی حالات به دلیل خروج شیرابه از آن مکان ایجاد مشکل وجود دارد. از این رو چنین استنباط می شود که تعبیه سوراخهای تخلیه به موقعیت استقرار زباله دان و نوع زباله آن بستگی دارد.در موقعیتهایی که امنیت محیط از اهمیت ویژه برخوردار است،محتویات زباله دان باید قابل دیدن باشند.به عنوان مثال زباله دان پایه دار با دهانه ای باز می تواند مناسب باشد. برخی نیز معتقدند در محیطهای بسیار مهم از دید امنیتی نباید ظرف زباله نصب شود.راهبردهای متفاوتی به منظور کاهش اثر انفجاری ظروف در جریان بمب گذاریها وجود دارند که از هدف این پژوهش به دور است. 

گلدان خیابانی 

گلدان زمانی در شهر استفاده می شود که امکان کاشت مستقیم درخت درختچه در زمین نیست. گلدان محاسن زیادی برای نمایش گلها و گیاهان زینتی در منظر شهر دارد.همچنین از آن برای ایجاد مانع،احیای محیط،غنای بصری،تلطیف مکان،کاهش بصری ارتفاع دیوارها و برخی ساختمانهای بلند وخشک،القای فرمهای مینیاتوری معماری،متمایز ساختن مسیر پیاده از سواره و... استفاده می شود. 

گلدان به سادگی جابجا و در صورت لزوم به راحتی با گلهای فصلی آراسته می شود. گلدانها،گلها را از خطرات زیادی به دور نگه می دارند و چنانچه صحیح طراحی شوند، تندیسهای گسترده شهر خواهند بود. نباید در جایی که امکان کاشت و رشد طبیعی گیاهان در زمین وجود دارد از گلدان استفاده کرد. به کار بردن این عناصر در شکل تک و دور افتاده در کنجی مهجور به دلیل نبودن ارتباط با محیط پیرامون به هیچ وجه توصیه نمی شود. در عوض،آرایش گروهی آنها اثر فوق العاده ای دارد و می تواند فضای دنج ودلنشینی نیز برای نشستن فراهم آورد.گلدانها باید بخش مکمل سیمای شهر باشند و در ارتباط با سایر مبلمان طراحی شوند. همچنین می توان از یکپارچه سازی آنها با وسایلی همچون نیمکت،روشنایی، زباله دان و... سود جست. گلدانهای سبدی را می توان در مکانهای مختلف به طور محدود از تیر و پایه چراغ آویخت و نیز از نگهداری دائم آنها اطمینان حاصل کرد. سبدها نمی توانند جلوه های همیشگی خیابان باشند بلکه باید قلابهایی به این منظور تهیه شود تا در مناسبتهای خاص وفصلی از آنها استفاده کرد. آبیاری سبدها باید به صورت کامل در نظر گرفته شود. برای آبیاری دستی یا خودکار باید دستور کار منظمی تهیه شود تا گیاهان همیشه شاداب وبا طراوت بمانند. گلدانهای مستقل وایستا قابلیت انعطاف دارند و می توان آنها را در اشکال مختلف آرایش داد و حتی برخی امکان چیدن روی یکدیگر را دارند. از آنجا که با چیدن آنها،عمق دیواره بیشتر می شود درختچه ونهال نیز می توان در آنها کاشت. «گلدانهایی با استفاده کوتاه مدت باید به راحتی قابل جابجایی باشند. حداکثر حجمی که دو مرد بتوانند آن را حمل کنند به طور تقریب 300*600*600 میلیمتر به علاوه 1/0 مترمکعب خاک درون آن با توجه به اشباع و تراکم خاک است». این نوع گلدانها اغلب برای پیاده رو سازی موقت،موانع ترافیکی یا هماهنگی با مغازه ها و کافه های خیابانی به کار می روند.ظرف گلدانهای بزرگ به دلیل تقلیل خطر «آبگیری خاک» ارجح است.این ظروف در درازمدت امکان رشد گیاهان متنوعی را فراهم می آورند که دلیل موجهی بر مثبت بودن آنها است.«در این گلدانها یک متر مکعب خاک گنجایی حداقل است و البته عمق نیز نباید کمتر از 350 تا 400 میلیمتر باشد». گلدانهای طولانی مدت،معمولا حجیم هستند و به هنگام تغییر موضع،نیاز به بالابر و لیفتراک دارند یا باید در محل ساخته وتعمیر شوند. می توان تمام یا قسمتی از این گلدانها را در زمین کاشت.

گلدانهایی که در محل ساخته می شوندو به انواع دائمی معروف اند،می توانند در ادامه کف سازی پیاده رو و سوراره رو با آجر،سنگ یا بتن تکمیل شوند.هر چند که در این شرایط بتن مسلّح به دلیل جلوگیری از گسترش ریشه های گیاه و ضررهای احتمالی توصیه می شود. حلقه های بتنی بدون کف برای حفاظت سرویسهای بهداشتی از ریشه درختان استفاده می شود،اگر چه محدود کننده ریشه ممکن است بیشتر مورد رضایت باشند؛ تنها کافی است آنها را میان ریشه و سرویسها قرار داد تا ریشه اجازه گسترش در سایر جهات را پیدا کند. حسن گلدانهای توکار در این است که هنگام برگ ریزان درختان می تواند برگهای پراکنده بر سطح سنگفرشها را در خود جای دهد. گلدانهای مستقل وایستا را می توان در فصول برگ ریزان با وسایل مکانیکی جابجا کرد تا کار نظافت راحت تر صورت پذیرد. برای نمایش تضاد در بافت شاخ و برگها،رنگ قوی وفرم تندیس وار گیاه،باید دقت خاصی در اتنخاب نوع گونه گیاهی مورد نظر مبذول شود. اگر گیاه نیاز به جابجایی دوره ای دارد باید سبدهای سیمی گالوانیزه نصب شود(در هر گلدان چهار تا شش گیاه) تا حمل ونقل به شکلی راحتتر چه دستی ویا خودکار انجام شود. مواد ومصالحی که در ساخت گلدانهای خیابانی استفاده می شود واز کاربرد بیشتری برخوردارند عبارت اند از:

●سنگ: طراحی با سنگ معمولا" جنبه سنتی داشته و ماده ای است سنگین وزن ومناسب برای گلدانهای دائمی خیابان. چون سنگ خاصیت تراوشی بسیار کمی دارد باید مسیر خروج فاضلابش خوب وکامل عمل کند. 

●بتن: شاید بهترین ماده برای گلدانهای خیابانی بتن باشد؛ بافتی مناسب در شکل واندازه متناسب با طرح واثری طبیعی. در کار با بتن باید دقت کرد که افراط در سطوح بافتدار خشن می تواند پیکره وفرم کلی را تخریب نماید. 

●سفال بدون لعاب: ماده ای سنّتی برای گلدانها،با اثر تراوشی بسیار زیاد که می تواند ماده مستعد تولید امراض در منافذ خود نیز باشد. این نوع گلدانها در طرحها و شکلهای مختلف بویژه مخروطی،استوانه ای، و کوزه ای دیده می شوند.

●چوب : در استفاده از چوب باید دقت کرد که گلدانهایی از این جنس حتما" نیاز به یک ظرف ضد رطوبت داخلی دارند«متداولترین چوبهای این کار ،ساج برمه ای، ایروکو، و بلوط است.»

●مواد مرکب : این نوع بیشتر شبیه بتن است و بیش از اینکه ماده ای طبیعی باشد،فراورده ای ترکیبی است.سهولت تهیه قالب برای این مواد وتهیه قالب برای این مواد و طیف گسترده ای از اشکال و فرایندهای تولید،حکایت از تنوع ساختاری و ظاهری آن دارد. سطوح نهایی این ماده صاف و صیقلی است و وقتی با سایر مواد مقایسه میشود از سبکی قابل توجهی برخوردار است.

وجود سنگریزه و سنگدانه های ریز در کف گلدان به آب اجازه جریان یافتن می دهد و ایجاد فاضلاب گلدانی به سادگی و با تعبیه سوراخی در کف آن امکان پذیر است. گلدانها در دوره ای به نسبت طولانی نباید به مراقبت و نگهداری نیاز داشته باشند و باید در مقابل وندالیسم (تخریب به وسیله شهروندان ناآگاه) نیز مقاوم باشند.این گلدانها باید آنقدر محکم باشند تا از جابجایی ها وتغییر مواضع مکانیکی، انواع خراشیدگی و تورفتگی (غرشدن) جان سالم به در برند. ماده انتخابی برای گلدان نباید هادی حرارت باشد چرا که این مسئله باعث تبخیر آب موجود در خاک یا دی هیدراته می شود. پوششهای سطحی گلدانهای خیابانی باید در برابر آلودگیهای محیطی،مقاوم باشند.و با اجزای معماری محیط بویژه در مناطق حفاظت شده طبیعی هماهنگ باشند. در طراحی ظرف گلها باید از لبه ها و گوشه های تیز دوری جست. زوایای حاده در شکل گلدان کاشت موفقی به همراه ندارد. اشکال گرد،در این محصولات جزء کاربردی ترین شکلهاست(اگرچه از دیدگاه معماری،این اشکال چندان مناسب نیستند وهماهنگی مطلوبی با بناهای معماری ساخت ندارند بویژه با وجود اشغال فضای بیشتر نسبت به یک گلدان خیابانی چهارگوش با همان گنجایی). شهرهای زیادی در دنیا هستند که با طرحهایی سازمان یافته و دقیق، از گیاهان مختلف در سطح خیابان و کوچه هایشان سود می جویند. یک برنامه منظم و مداوم آبیاری با سه تا چهار بار تعویض گلهای فصلی در بهار وپائیز، می تواند طراوت وسرزندگی به سیمای شهر ببخشد. غنای بصری و رنگ گلها و گیاهان، کیفیت تغییر فصول و دگرگونی در احوال را برجسته تر و گذران زندگی را دلپذیرتر می کند. شاید این نیز وسیله ای برای برقراری آرامش بیشتر و عمیقتر در جامعه انسانی باشد.

ویژگیهای اقلیم سرد

ویژگیهای اقلیم
شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی
سلسله جبال البرز و زاگرس نواحی مرکزی ایران را از دریای خزر در شمال و جلگه بین النهرین در غرب جدا می کنند . کوههایی نیز به صورت منفرد در مرکز و شرق ایران وجود دارند از جمله کوه تفتان ، شیر کوه و ...
کوهستان های غربی که دامنه های غربی رشته کوههای فلات مرکزی ایران و سراسر کوههای زاگرس را در بر می گیرد از مناطق سردسیر کشور به شمار می آیند .
کلیات آب و هوایی این منطقه به شرح زیر می باشد :
• سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان
• اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب وروز
• بارش برف سنگین
• رطوبت کم هوا

میانگین دمای هوا در گرم ترین ماه سال در این اقلیم بیش از 10 درجه سانتی گراد و متوسط دمای هوا در سردترین ماه سال کمتر از 3- درجه سانتی گراد می باشد .
نوسانات دمایی در طی شبانه روز نیز در نواحی کوهستانی بیشتر است . در این اقلیم دره ها در فصل تابستان بسیار گرم و در زمستان معتدل اند . مقدار تابش آفتاب در فصل تابستان در این منطقه زیاد و در زمستان بسیار کم است . زمستان ها طولانی ، سرد و سخت بوده و تا چند ماه از سال ، زمین پوشیده از یخ ، و بهار کوتاه مدت است و زمستان و تابستان را از هم جدا می کند. سرما از اوایل آذر ماه شروع می شود و کم و بیش تا اواخر فروردین ادامه می یابد . در سراسر این منطقه از آذربایجان گرفته تا استان فارس ، زمستان ها به شدت سرد می باشد .
در این نواحی ، میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای 3000 متر همواره برف وجود دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند .
بارش برف در نواحی شمال و شمال غربی منطقه بیش از نواحی جنوب غربی آن است . علی رغم بارندگی فراوان ، رطوبت در این اقلیم کم می باشد . همچنین سلسله جبال غربی همانند سدی مانع از نفوذ هوای مرطوب مدیترانه به داخل فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را تنها در دامنه های خود نگاه می دارند . برخلاف نواحی شمال ایران و سواحل دریای خزر که غلظت هوا به دلیل پستی زمین و بارش زیاد است در اقلیم سرد ، این غلظت کمتر بوده و همین امر میزان استفاده از تهویه طبیعی هوا را کاهش می دهد .

فرم بنا
برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سال ، در نواحی سرد و کو هستانی باعث شده است تا حداکثر استفاده از تابش آفتاب ، بهره گیری از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتی و جلو گیری از باد سرد زمستانی در فضاهای مسکونی امری ضروری گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و اجرا می شود . در ادامه ، به توضیح خصوصیات کلی فرم بنا در این اقلیم خواهیم پرداخت .

1. ساختمان های درون گرا با حیاط مرکزی
بناهای سنتی در اقلیم سرد مانند نواحی مرکزی فلات ایران دارای حیاط مرکزی بوده و سایر قسمت ها دورتادور این حیاط چیده می شوند . اتاق های واقع در سمت شمال حیاط بزرگتر از سایر قسمت ها و تالار یا اتاق اصلی نشیمن خانه نیز در این سمت حیاط واقع شده است تا از تابش مستقیم و حرارت آفتاب در فصل سرد زمستان استفاده کنند . جبهه جنوبی ساختمان به دلیل کوتاه و معتدل بودن فصل تابستان کمتر به کار گرفته می شود . لذا اتاق های جنوبی و اتاق های شرقی و غربی – در صورت وجود – به عنوان انباری یا فضاهای خدماتی همچون اتاق خدمه یا سرویس های بهداشتی کاربرد دارند .

برخلاف مناطق معتدل و مرطوب سواحل جنوبی دریای خزر ، خانه های این مناطق ، اغلب دارای زیر زمینی با سقف کوتاه در پائین زمستان نشین هستند که به علت خنکی هوای آن ، در تابستان برای سکونت و آسایش ساکنان خانه به کار می رود .

2. استفاده از ایوان و حیاط کوچک در بنا
از آنجایی که در بیشتر روزهای سال در مناطق کوهستانی سرد ویا بسیار سرد است اکثر فعالیت های روزمره در اتاق ها انجام می پذیرد . لذا ابعاد حیاط ها در این مناطق قدری کوچکتر از نواحی فلات مرکزی ایران است .
ساختمان ها در این اقلیم دارای ایوان اند ولی عمق آنها نسبت به ایوان های مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد و همانند ایوان های منطقه خزر ، کاربرد نشیمن ندارند و صرفا جهت حفظ ورودی ها ی بنا از برف و باران استفاده می شوند .
نکته دیگر پائین بودن کف حیاط بناهای اقلیم سرد به اندازه 1 تا 1.5 متر از سطح پیاده روهااست تا بتوان آب جاری در نهر ها و جویها را بر باغچه حیاط یا آب انبار واقع در زیر زمین سوار نمود و از سوی دیگر ، زمین مانند عایق حرارتی اطراف بنا را احاطه کرده ، مانع از تبادل حرارتی بین بنا و محیط پیرامون آن و باعث حفظ حرارت درون ساختمان می شود .

3. پلان ، فرم بنا و نحوه قرار گیری آن
در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی ، بناها دارای پلان و بافت متراکم می باشند . فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد . لذا از احجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی بنا به حجم داخلی آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد .
ساختمان ها بین 20 درجه به طرف غرب و 45 درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتاب هم ، در محور شمالی – جنوبی مستقر می شوند .

4. بازشوهای کوچک
در این مناطق برای جلو گیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند . همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود . پنجره های دو جداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسب ترند . در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند .
در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب افزایش یافته است .

5. بام های مسطح
ابن یه سنتی در کوهپایه های شمالی سلسله کوههای البرز دارای بام های شیب دار و در مناطق کوهستانی غالبا مسطح هستند .
بام های شیب دار در صورت مناسب بودن پوشش آن به مراتب از بام های مسطح بهترند چرا که آب باران را به سهولت از روی بام دور می کنند . ولی در صورت کاهگلی بودن پوشش بام ، قدرت آن در برابر رطوبت و باران و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد . چرا که آب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد . به همین دلیل به محض بارش برف ، آن را از روی چنین بامی پارو می کنند و با غلتکی سنگی و کوچک ، بام را دوباره غلتک می کشند تا پوشش کاهگلی آن مجددا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردند .
انتخاب بام های مسطح در اقلیم سرد مشکلی ایجاد نمی نماید چرا که با نگهداری برف بر روی بام ازآن به عنوان عایق حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است استفاده می شود و همچنین فضای زیر اسکلت خرپا که کاربرد انباری دارد ، عایق مناسبی بین فضای داخل و خارج بنا خواهد بود . لذا دو جداره بودن سقف بنا در این اقلیم برای حفظ گرمای بنا حائز اهمیت است .

معماری غیر خطی ,معماری سیال

  معماری غیر خطی- سیال

   در دو دهه اخیر شاهد گرایش تعدادی از معماران به سبک خاصی از طراحی هستیم که از ان با عنوان معماری غیر خطی یا معماری سیال نام برده می شود فرمهای دارای معماری غیر خطی عمو ما دارای سه مشخصه زیر می باشند:

۱- دارای فرم توپولوژ یک هستند به عبارت دیگر برای بررسی فرم انها باید از اصول توپولوژی استفاده کرد ]توپولوژی شاخهای از ریاضیات است که قوانین حاکم بر شکلها و حجم ها را مورد بررسی قرار می دهد[ اجسام مورد مطالعه در این علم تنها اشکال کلاسیک ومتعارف مانند صفحه کره رویه معمو لی نیستند بلکه همه اشکال معمولی را میتوان مورد مطالعه قرار دادشکلهایی مثل قوری ,کوزه,شکل حاصل از تقاطع چند خیابان و......
در توپو لوژی حالتهای مختلفی را می توان برای یک شکل متصور شد و در هر لحظه می توان اینحالتها را تعریف کرد مثلا اگر فرض شود پروژه معروف موزه گوگنهایم اثر ]فرانک گه ری[شکل یک کاغذ مچاله شده را به معرض نمایش میگذارد توپولوژی بیان میکند که این سطح مچاله شده همان مربع مستطیل یک کاغذ صاف است و می توا ن ارتباط بین این دو حالت از کاغذ را با فرمول های ریاضی بیان کرد .

۲- دراین پروژه ها از ا دوات الکترونیکی و ارتباطی درمقیاس بسیار گسترده ای استفاده می شود به طوری که وقتی فرد به داخل یکی از ساختمان ها وارد می شود احساس میکند در یک دنیای مجازی وارد شده است مثلا با دست زدن به دیواره نازک یکنمایشگاه تصاویر مختلفی در ان ایجاد می شود یا بسته به وضعیت رفتاری افراد داخل ساختمان وتعداد انها ]که توسط سنسور های الکتریکی کنترل می شوند [موزیک مناسبی انتخاب و پخش می شود.

۳- در طراحی همه این پروژه ها از نرم افزارهای پیشرفته سه بعدی سازی و ایجاد انیمیشن در مقیاسی گسترده استفاده می شود به گونه ای که بدون این نرم افزار ها طراحی ساخت و اجرای این سا ختمان ها غیر ممکن است . قضاوت کردن در موردمعماری غیر خطی بسیار مشکل است واین پرسش معروف که ایا معماری نوعی هنر است یا بر طرف کننده نیاز های انسان و دارای مقیاس انسانی ؟ در مورد معماری غیر خطی نیز مطرح است .کاربرد فناوری های پیچیده درداخل این گونه ساختما نها و نیاز به ابداع روشهای جدید برای ساخت و تکمیل انها به گونه ای است که انها را بیشتر به صورت تجسم فناوری امروز ی و نماد پیشرفت بشر در ابداع ساز و کار های پیچیده در اورده است تا نمایی از یک معماری انسانی .

مسلما فرم هر یک از این ساختمانها فریبنده و جذاب است و هر یک از انها می تواند به معرو فیت مکانی که در ان احداث شده منجر و حتی با عث جذب درامد های توریستی شود . ولی موضوع بسیار مهم مدت زمان محدودی است که استفاده کننده گان از این گونه ساختمان ها در ان به سر میبرند . چنین ساختمانهایی معمولا نمایشگاه ,ترمینال,بانک هستند که حضور در مجاورت و داخل انها برای مدت زمانی محدود هیجان انگیز و دلنشین است ولی کسی نمیتواند در دراز مدت در داخل ان احساس ارامش کند . بنابر این استفاده از این شیوه طراحی و به کار بردن فرم ها و خم ها ی پیچیده و نا مانوس در پروژ هها ی معمو لی که امروزه در سطح دنیا با ب شده است در همه جا جوابگو نیست و چه بسا به نوعی ضد تبلیغ برای طراح تبدیل شود . مسئله بسیار مهم دیگر سیستم های سازه ای مورد استفاده برای بر پایی طرحهای غیر خطی است سیستم های سازه ای کلاسیک موجود با معماری غیر خطی نا متجانس هستند و از ان فا صله دارند .

از دهه نود میلادی به این طرف شاهد ظهور فرم های عجیب قارچی شکل روی صفحات مجلات معتبر معماری هستیم فرمهایی که معماری دیکانستراکشن]ساختار شکن[ که زمانی سر و صدای زیادی به پا کرده بود در مقابل ان به یک اسباب بازی میماند و انسان با مشاهده ان از خود می پرسد :ایا این واقعا معماری به حساب می اید ؟
به نظر میرسد معماران از ناشناخته ترین تا مشهور ترین انها دچار این اپید می واگیر شده اند واز معماران جوان گرفته تا افرادی نظیر فیلیپ جانسون همگی با استفاده از نرم افزار های گرا فیکی و کامپیو تری مشغول خلق حجمهای حباب مانند و توپولوژیک هستند . منتقدان معماری نظر چندان خوشی نسبت به این نوع معماریندارند و معمولا از ان به عنوان ]سیب زمینی[ یا ]معماری ا بکی [ نام میبرند .

شاید هنوز زود با شد که بتوان از معماری غیر خطی به عنوان یک سبک یا روش در معماری نام برد به احتمال زیاد معماری غیر خطی تنها یک مد گذراست و طراحی و ساخت ان به اندازه ای مشکل است که شاید نتوان در دراز مدت ان را ادامه داد . حقیقتا چه عاملی باعث ظهور این گونه معماری شده است.

نمای بی هویت ،شهر را بی هویت می کند

 نمای بی هویت ،شهر را بی هویت می کند

نمای هر ساختمان در شکل‌دهی به مجموعه شهری که در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نمای یک ساختمان بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمان‌های شهر توجه شود، همگونی نمای شهری در مجموع از بین می‌رود. به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری، بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال ۵۰ میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه می‌شود.
در ایران نیز شهر نشینی طی دهه‌های گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد. رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزاینده‌ای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزی‌های ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.
سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد به‌دلیل اینکه به‌دنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمان‌ها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان به‌دنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها می‌شود. البته در سال‌های اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستان‌ها همچنان انجام می‌شود.
چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت،‌ قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.
در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می‌شوند، جنبه عمومی تر دارند.
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان‌ها یا میدان‌ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می‌رود.
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می‌تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می‌کند.
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته‌تر و محفوظتر باشد.
نمای ساختمان باید به‌دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به‌وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و... باشد. پنجره‌ها همواره با دیگر عناصر دیوار، ‌سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان‌های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می‌خورد. اما گاه به‌علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می‌شود و این نظم آهنگ خود را از دست می‌دهد.
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان‌های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان‌های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثیر خاصی در نما می‌گذارند. ناودان‌ها، سایه بانها، پیش آمدگی‌های سقف و بالکن‌ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می‌کنند.
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوت‌ها است.
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی‌توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم‌ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت‌های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می‌توان پنجره ها را در گروه‌های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می‌کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می‌دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.
ترکیب پنجره ها، ایوان‌ها، درها و به‌طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می‌کند. طراح می‌تواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار می‌گیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتاب‌شکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام می‌شود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوال‌ها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان می‌رسد؟ گوشه‌های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج می‌تواند حالت عمود ۹۰ درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.
● نمای ساختمان خالق نمای شهری است :
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به‌دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می‌کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به‌کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان‌ها ومعابر می‌افتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می‌توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.
● عنُاصر پراهمیت درنما :
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که می‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
لیکن به‌دلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودی‌ها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده می‌کنند.
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی می‌ماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، به‌نحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون می‌سازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنه‌ای امکان پذیر می‌شود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار می‌گیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را به‌طور مستقیم می‌بینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمان‌هایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، به‌دلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی می‌شوند. همین موضوع موجب می‌شود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.
تراس‌ها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم می‌آورند. بالکن‌ها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور به‌راحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوسته‌ای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمی‌‌تواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همان‌طور که عنوان شد نمای ساختمان‌ها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما به‌دلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژه‌ای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجسته‌ترین افراد با تخصص‌‌های مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمان‌ها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند.
آنچه برای علاقه‌مندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرح‌های ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانه‌های ساختمانی ضروری به نظر می‌رسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌های اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود. 

منبع