GIS
Geographic Information System
نقشه برداری در ایران ایرانیان باستان نقش برجستهای در پایه گذاری علم نقشه برداری داشته اند. اکتشافات دریایی که از زمان گذشته انجام گرفته است موید این مطلب است . در ایران باستان میتوانستند عرض جغرافیایی را تعیین کنند ولی تعیین طول جغرافیایی با دشواری بسیار همراه بوده است .آنها برای مسافرتهای خود نیاز به نقشه داشتند و نقشه هایی نیز بدون توجه به فواصل رسم می شده است .تعیین موقعیت در روی زمین و فراهم آوردن هر گونه نقشه در جهان باستان نیز نیاز به در دست داشتن ابزارها و بهره وری ا ز قواعدی داشته است .مصریان روشهایی برای اندازه گیری ارتفاع بین دو نقطه و تعیین فاصله افقی آندو داشتهاند طناب، ترازو گونیا از ابزارهای نخستین نقشه برداری بودهاند و کم کم تراز و خط کش و پرگار به آن افزوده گشت.
دانشمندان ایرانی به کمک استرلاب عرض جغرافیایی و با استفاده از ساعت آبی طول جغرافیایی را در هر نقطه از مرز اندازه گیری میکردند. ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی در زمینههای گوناگون اندازه گیری نجومی ،و فواصل بین شهرها ،مطالعات بسیار ارزندهای انجام داده است نقشه برداران قدیم برای تعیین امتداد، فاصله و زاویه وسایلی ساخته بودند که نخستین آنها ریسمان بود و همچنین برای تعیین تراز افقی تراز هایی ساخته بودند و این تراز در طول تاریخ فرمهای گوناگونی به خود گرفته است. کهنترین آن تراز آبی بوده است که نوع تکامل یافته تر آن همان شیلنگ تراز است که بناهای امروزی از آن استفاده میکنند.
دوربین تئودولیت کرجی دانشمند ایرانی مخترع دستگاههای با ارزشی بوده است. وی را میتوان مخترع نخستین دوربین تئودولیت به شمار آورد. وی صفحهای را مدرج کرده و لولهای با قابلیت گردش 360 درجه برروی آن سوار کرد و این صفحه توسط زنجیری آویزان میشد و توسط شاقولی بر روی آن عمود میشد که با آن زوایای بین دو نقطه را میخواند و با استفاده از تئوریهای مثلثات ارتفاع کوه ها و اختلاف بلندی ها را بدست میآورد ..اختراع قطب نما را نیزبه ایرانیان نسبت میدهند.
مفهوم GIS مخفف Geographic Information System به معنی سیستم اطلاعات جغرافیایی می باشد. سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بستری برای ذخیره ، نگهداری ، مدیریت و تجزیه و تحلیل اطلاعات جغرافیایی می باشد و جهت کار همزمان با داده هایی که وابستگی مکانی (جغرافیایی) و توصیفی دارند، طراحی شده است. برای بهره گیری صحیح از قابلیتهای یک GIS، در درجه اول نیاز به درک صحیح از سیستم GIS و سپس ساختار اطلاعات در آن میباشد.جهت پیاده سازی یک سیستم GIS ، توجه به ماهیت و ساختار اطلاعات جغرافیایی متشکله آن که رکن اساسی هر سیستمGIS را تشکیل داده و توانمندیها و پتانسیلهای آن را تعیین میکند، اجتناب ناپذیر است. سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) یک سیستم کامپیوتر مبنا می باشد که به عنوان یک مجموعه متشکل از سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات جغرافیایی، نیروی انسانی و مدلهای پردازش داده، به منظور تولید، ذخیره سازی، نمایش، بازاریابی، پردازش، بهنگام رسانی و... اطلاعات جغرافیایی مربوط به عوارض و پدیده های مختلف، مورد استفاده قرارمی گیرد.
وظایف اصلی یک سیستم اطلاعات جغرافیایی یک سیستم اطلاعات جغرافیایی ( GIS)، اصولاً شش فعالیت اصلی زیر را شامل میشود:
• ورود اطلاعات
• دستکاری و ویرایش اطلاعات
• مدیریت اطلاعات
• پرسش و پاسخ و تجربه و تحلیل اطلاعات
• نمایش اطلاعات
ورود اطلاعات قبل از آنکه اطلاعات جغرافیایی بتوانند وارد محیط GIS شده و مورد استفاده قرار گیرند، می بایست این اطلاعات به فرمت و ساختار رقومی قابل قبول سیستم GIS، تعدیل شوند. منابع تولید کننده اطلاعات مورد نیاز یک سیستم GIS :
• تصاویر ماهواره ای و تکنیکهای سنجش از دور
• عکسهای هوایی و تکنیکهای فتوگرامتری
• نقشه برداری کلاسیک
• سیستم تعیین موقعیت جهانی (GPS)
• اسناد، مدارک و نقشه های موجود
دستکاری اطلاعات استفاده از انواع داده و اطلاعات مورد نیاز یک پروژه خاص GIS ، نیازمند تبدیل و دستکاری آن اطلاعات به منظور قابل استفاده نمودن آنهادر سیستم می باشد
مدیریت اطلاعات برای پروژه های کوچک GIS، امکان ذخیره سازی و مدیریت اطلاعات جغرافیایی در قالب فایلها و اطلاعات ساده وجود دارد. ولیکن هنگامیکه حجم اطلاعات زیاد باشد و همچنین تعداد کاربران سیستم از یک تعداد محدود فراتر میرود، بهترین روش برای مدیریت اطلاعات، استفاده از سیستم مدیریت پایگاه داده (Database Management System) می باشد. DBMS به منظور ذخیره سازی، سازماندهی و مدیریت اطلاعات جغرافیایی در GIS مورد استفاده قرار می گیرد.
تکنولوژیهای مرتبط با GIS
سیستمهای تولید نقشه رقومی (CAD) سیستمهای CAD عموماً به منظور تولید و سازماندهی اطلاعات مکانی در قالب نقشه های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. این سیستمها نوعاً از نظر مدیریت پایگاههای اطلاعات جغرافیایی گسترده و حجیم همچنین انجام پردازشها و تجزیه وتحلیل بر روی اطلاعات، ضعیف بوده و درخصوص مدیریت اطلاعاتی توصیفی دارای محدودیتهای می باشند.
سنجش از راه دور (Remote Sensing) سنجش از دور به عنوان علوم ، هنر وتکنولوژی کسب اطلاعات درخصوص پدیده های مختلف سطح زمین از طریق سنجنده هایی که هیچگونه ارتباط مستقیمی با خود پدیده ندارند، شناخته می شود. سنجنده های ماهواره ای نسبت به ثبت و جمع آوری اطلاعات در قالب تصاویر ماهواره ای اقدام نموده و با استفاده از نرم افزارها و سیستمهای پردازش تصاویر ، امکان استخراج اطلاعات و تولید نقشه های مختلف فراهم می گرددد: به علت فقدان ابزار مدیریت و پردازش رقومی جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات جغرافیایی، سیستمهای فوق قابل مقایسه با GIS، نمی باشند.
سیستمهای مدیریت پایگاه داده (DBMS) سیستمهای مدیریت پایگاه داده، به صورت خاص جهت ذخیره سازی و مدیریت انواع مختلف اطلاعات از جمله اطلاعات جغرافیایی، مورد استفاده قرار می گیرند. امروزه DBMS به منظور ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات، بهینه سازی و توسعه یافته اند و GIS نیز از این ابزار، برای اهداف ذخیره سازی و مدیریت اطلاعات جغرافیایی استفاده می کند. DBMS اصولاً فاقد ابزار تجزیه و تحلیل و نمایش گرافیکی اطلاعات، که در سیستمهای GIS مرسوم وجود دارد، می باشد.
دلایل استفاده از GIS امروزه وجود اطلاعات به روز‚ به منظور شناخت عوامل طبیعی و انسانی با هدف بهرهگیری از آن در برنامه ریزی توسعه پایدار‚ امری بدیهی است. به همین دلیل استفاده از اطلاعات دربعد سیستمGIS میتواند در موارد زیر موثر باشد: 1_ پاسخگوئی به نیاز کاربران در کلیه زمینه ها. 2_ ساماندهی و افزایش بهره وری از منابع موجود. 3_ بهینه سازی سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی ها. 4_ ابزاری مفید در جهت تصمیم گیری مدیران. 5_ سرعت و دقت کار. 6_ تعیین قابلیتها ی توسعه در مناطق و مکانهای مختلف.
خرید (پروژه ی هاروارد در شهر)
خرید آخرین شکل یک فعالیت عمومی است که همچنان به شکل مستدل باقی مانده و در شکل رو به رشدی- تمام جنبههای- زندگی شهری را به استعمار خود در آورده است.
مراکز تاریخی شهر، حومهها، خیابانها ،و اکنون ایستگاههای قطار، موزهها، بیمارستانها، مدرسه ها، اینترنت و حتی ارتش، به صورت فزایندهای توسط مکانیزم فضای خرید شکل گرفتهاند. کلیساها از ایجاد تفرجگاههایی برای خرید به منظور جذب پیروانشان استفاده کرده اند: فرودگاهها به شکل گستردهای با تغییر دادن[مفهوم] مسافر به مشتری، سودآور شدهاند؛ موزهها به مراکز خرید تبدیل شدهاند، تا پا برجا بمانند.
شهر سنتی اروپایی یکبار سعی کرد در برابر مراکز خرید مقاومت کند، ولی اکنون به عرصه ای برای مصرف گرایی به سبک آمریکایی تبدیل شده است. معماران "بزرگ" ، جهان کوچکی را که همچنان از شکل خرید برای طراحی موزهها و دانشگاهها استفاده میکند، تحقیر می کنند. شهرهای بی رونق با نقشههایی که بیشتر شبیه مراکز خرید هستند، دوباره رونق گرفتهاند.
خرید نتوانست چنین تغییر شکل سختی را از یک شهر بدون یک سری خلاقیت های کلیدی که مرتبا فراهم شده است، محیط ساخته شده را تغییر بدهد و فعالیت مشتری را در بر گیرد. تهویه هوا عمق جدیدی از فضاهای داخلی را برای خرید ایجاد کرد، به گونه ای که مشتریان در محیطی راحت قرار میگیرند.
پلهی برقی به خریدار امکان میدهد که بدون هیچ تلاشی یک حرکت پیوسته- چه در مسافت و چه در ارتفاع محیط تجاری- داشته باشد. و حتی طبیعت هم دوباره بصورت ترکیبی و به شکل مصنوعی شکل گرفت.
اکنون، خرید با بیشتر دانستن در مورد خودمان توسعه یافته است. در میان موج تازه ای از اختراعات بدست آمده از تکنولوژی، خرید فراتر از انعکاس و مقیاس، با نفوذ به تمام محیط زندگی ما، توسط وسیلههایی مانند کارتهای اعتباری، کارتهای هوشمند، و وسیلههای اثرگذار،که زندگی ما را با تمام جزئیات و اطلاعات واضح ثبت میکند، توسعه مییابد. برخلاف بیشتر برنامه های ثابت، دگرگونیهای مراکز خرید بیپایان است. خرید- توسط سایر وسایلی که خود آنها را پیدا میکند- توسعه مییابد و در نهایت بیشتر از تمام فعالیتهای عمومی عمر میکند.
تحولات بعدی از راهنمایی مدرسه طراحی هاروارد3 در خرید اقتباس شدهاند،یک سری از مقالات، آنالیزهای آماری، و بازتاب تصویر مردم با همدیگر، تکنیکها، ایدئولوژیها، اختراعات، و فضاها با این که برای خرید کارآمد و مؤثر هستند، هنوز به سختی در شهرها مرسوم هستند. شاید در پایان قرن بیستم، شهرها بدون خرید معنی ندارند.
تهویه هوا = فضای داخلی بی پایان
اگر تهویه نبود، خرید- مانند نفس کشیدن- تا این اندازه آسان نمی شد . فقط تهویه می تواند محیط های بی پنجره , بسته , داخلی، و محیط های مصنوعی را این اندازه طبیعی و راحت بسازد . آب و هوایی که به کمک ماشین بوجود آمده- همراه باپله های برقی- امکان فضای داخلی بسیار وسیع را فراهم ساخته و فضایی را ایجاد کرده،که به صورت فزایندهای از فضای خارج جدا شده است، روز به روز گریز از آنها ناممکن تر می شود و واقعاً قابلیت همراهی با هر نوع فعالیت بشری را تقریباً در هر شرایطی دارا هستند.
در گذشته ترجیح داده می شد خرید در جایی از بیرون انجام شود، زیرا به طبیعت به چشم عاملی تاثیر گذار و غیر قابل پیش بینی نگاه می شد . در عوض خرید محیط های داخلی خود را ایجاد کرد: بازار، پاساژ، و سرانجام مراکز خرید، همه از اثرات کنترل فزاینده و استقلال بیشتر از شرایط بیرونی بودند . با اختراع تهویه , نهایتاً امکان جایگزینی نور طبیعی و هوا میسر شد، همانطور که شرایط " ایده آل " و کاملاً مصنوعی خرید با سلیقه مردم هماهنگ شد .
با افزایش راحتی، و نظارت بیشتر، و گریز ناپذیری فضاها، و با فشرده کردن فعالیتهایی که قبلا بصورت پراکنده در یک مکان واحد انجام می شد, تهویه زمانی را که در مکانهای عمومی صرف می شد , کاملاً تغییر داد . با نفوذ ثابت و تدریجی فروشگاههای زنجیره ای و مراکز خرید در کارهای عمومی نه فقط زمان خرید طولانی تر شد، بلکه با استفاده ی بهینه از فضا، بهره وری هم افزایش یافت : راحتی بیشتر + تمایل به صرف زمانهای بیشتر در فضاهای داخلی = علاقه بیشتر به خرج کردن.
در دوران پس از جنگ [جهانی] افزایش فروش- بجای راحتی بیشتر- آنقدر مهم شد که به هدف اصلی صنایع تبدیل شد، و سرمایش ماشینی بعنوان یک اصل ضروری و گریز ناپذیر پذیرفته شد . در واقع هوای سرد آنقدر مهم شده بود که دمای هوا را به تنها اصل لازم فضا سازی محیط های خرید تبدل کرده بود .
با تکامل شرایط داخلی در طول تاریخچه اولیه تهویه هوا , فضای خارجی بیشتر غیر ضروری می شود . در نتیجه ، برای اولین بار این امکان وجود دارد که تصور کنیم که پنجره – که مدتها یکی از عناصر لاینفک معماری فرض می شد – می تواند منسوخ شود . در 1929 ، مجله "گرمایش , لوله کشی و تهویه"4 عنوان می کند که ساختمانهای بدون پنجره – که اکنون دیگران رویای آنرا در سر دارند و با کمک تهویه به همراه نور پردازی مصنوعی میسر می شود – در آینده حتماً به واقعیت خواهد پیوست:"[...] بگذارید به آنهایی که ندای " هوای تازه " از طریق بازکردن پنجره در هوای بیرون سر می دهند، یادآوری کنیم که در این شهر پرازدحام چنین چیزی وجود ندارد . [...] بنابراین تهویه بهترین راحتی را که اتمسفر طبیعت اینقدر متناوب تعارف می کند، هر روز برای شما فراهم می سازد."
ظاهراً مصنوعی بودن گزینه مطوب تری نسبت به طبیعی بودن است . یک توصیف از مغازه ای بی پنجره که در سال 1938 ارائه شده فضای فروش را " بدون کمترین نور روز یا تهویه طبیعی توصیف می کند . در نتیجه ی حذف گرد و خاک و در عین حال ایجاد تهویه مکانیکی بهتر و هوای سالم تر , نورپردازی مصنوعی دلخواه و یکپارچه تر حاصل می شود . [...] از بسیاری جهات حذف پنجره ها به زیبایی و فروش بهینه مغازه می افزاید ."
در اواسط دهه پنجاه [میلادی] , رابطه تهویه و خرید در " ابداع" مراکز خرید نقش داشته است . برعکس فروشگاههای زنجیره ای , مراکز خرید اولین گونه ی بی اهمیت آنها است که بدلیل تهویه بوجود آمد . مرکز خرید سرپوشیده بدون تهویه هوا از لحاظ فیزیکی ناممکن است؛ هیچ گونه ی دیگری پیش از آن به اعماق فضای داخلی و میزان آب و هوای مصنوعی دست نیافته است .
ویکتور گروئن5 , مخترع فهمیده مرکز خرید سرپوشیده، و طراح مرکز خرید ساوت دل در مینیا پولیس6 , اولین مرکز خرید سرپوشیده و روش رسیدنش به تهویه را توصیف می کند : "هر گاه به مینه سوتا7 می رسیدم یا سرمای زمهریر بود ... یا گرمای غیر قابل تحمل . از این تجربه های بسیار رنج آور شخصی خودم به این نتیجه رسیدم که محلهای عبور عمومی عابر پیاده با آب و هوایی نا متعادل ... در کل نمی تواند موفقیت آمیز باشد. بنابراین به دقت خانواده دیتون8 را [ مشتریان گروئن] برای ایده شوک آور تاسیس مکانهای عمومی کاملاً محافظت شده از نظر آب و هوا، آماده ساختم."
پنجره- و هر ارتباط دیگری با فضای خارجی، بجز آنهایی که برای ورود مصرف کنندگان لازم است – در نهایت غیر ضروری و حتی دشمن تجارت به نظر می رسیدند . طبق نظریات گروئن , بازرگانان در آن زمان " دریافتند که کنترل آب و هوا ،که نه تنها کنترل دما بلکه کنترل رطوبت و تمیزی هوا را هم پیشنهاد می کند ، بسیار بهتر از روش باز و بسته کردن پنجره ها و در نتیجه راه دادن گرد و خاک و کثیفی به داخل است . بنابراین بازرگانان ساختاری بدون پنجره و بازشو را تقاضا می کنند."
در عوض، آنچه که سابقاً "فضای خارجی" بود به فضای خارجی داخلی شده9 ،کاملاً حفاظتی , مسقف ، و کنترل شده تبدیل شد . و در نتیجه ، فعالیت شهری برقرار شد . گروئن نه تنها مرکز خرید را برای "وسیع ترین فضا , با آب و هوای کنترل شده در تمامی منطقه" طراحی کرد , بلکه می دانست که آب و هوای مصنوعی ضمانت می کند که مرکز خرید "نه تنها به مکان ملاقلات، بلکه در ساعات عصر , به مکانی برای مهمترین رویدادهای شهری تبدل خواهد شد" .
به منظور توسعه "عملی" مزایای انرژی دست نخورده مصرف کننده که تهویه ایجاد می کند,گروئن چارتی را ساخته که نشان دهنده ی فاصله و زمانی است که "یک انسان سالم متوسط،مایل به پیاده روی در شرایط متغیر محیطی است":
اصولی برای طراحی
این دفعه با استفاده از نظریه های لوکوربوزیه و تذکراتی که به معماران داده اصولی رو که برای طراحی لازمه بررسی می کنم .
اصولی برای طراحی :
توده :چشمان ما ساخته شده اند تا ما را به دیدن صورتها (فرمها) در روشنایی قادر سازند .صوراولیه(اصلی) صوری زیبا هستند زیرا به روشنی درک می شوند .معماران امروز دیگر به چنین صور ساده ای دست نمی یابند .مهندسان با کار از طریق محاسبه صور هندسی را به کار می گیرند و چشمان ما را با هندسه شان و فهم ما را با ریاضیاتشان ارضا می کنند ؛ کار آن ها در خط مستقیم هنر خوب است .اما آنچه در طراحی توده مهم است فرم به مثابه عملکردی شاخص است.
"از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکن ،خودت را با فرم درگیر کن.در فرم است که تو انسان را باز خواهی یافت." لوئیجی اسنوزی
فرم تظاهر حسی و واضح یک شیئی است و این بیانی است که خود را در معرض قضاوت قرار می دهد.وطراحی باید در راستای فرم که طبیعت موضوع است حرکت کند.وقتی که اولین بار یک طراح به یه موضوع برای طراحی بر می خورد،اثرات و احساساتی که در مورد موضوع در آن به وجود می آید زمینه فکری اولین خطوطی که میکشد و ایده اصلی فرمهای معمار و طراح را تعیین می کند .اما چه نکات دیگری را در طراحی از لحاظ فرمی باید در نظر گرفت . . .
ابعاد ،تشکیل شدند از نقطه ، خط ، صفحات و احجام .اما متاسفانه در بیشتر طراحی هایی که من می بینم رابطه معقولی میان این عناصر بوجود نیامده .
سطح :توده در سطح خاص خودمحصور شده است ، سطحی که مطابق با خطوط هدایت کننده و زاینده ی توده تقسیم می شود ؛
معماران امروز از عناصر هندسی تشکیل دهنده ی سطوح می ترسند .مسایل بزرگ ساختمان سازی باید رها حلی هندسی داشته باشند .مهندسان در اجبار به کار در هماهنگی با نیازهای اکیدِ شرایطِ دقیقا معین از خطوط زاینده و آشکار برای صورت ها (فرمها) استفاده می کنند .آن واقعیت های تجسمی (پلاستیک)شفاف و متحرکی خلق می کنند.
نقشه :نقشه زاینده است .
بدون یک نقشه شما گرفتار بی نظمی و خودسری هستید .مسائل بزرگ فردا ، که ضرورت های جمعی آن را تحمیل می کند،مسئله "نقشه" را در شکل جدیدی مطرح می کند .زندگی مدرن خواستار و منتظر نوع جدیدی از نقشه ، هم برای خانه و هم برای شهر است .
خطوط تنظیم کننده :عنصری اجتناب ناپذیر در معماری .
ضرورتی برای نظم ، خط تنظیم کننده تضمینی است دز مقابل خودسری . این موجب رضایت فهم می شود .خط تنظیم کننده ، وسیله ای است برای هدفی ؛ یک نسخه و دستورالعمل نیست .انتخاب آن و نحوه های بیان آن جزو تجزیه ناپذیری از آفرینش معماری به شمار می روند .
ریشه های معماری مدرن
مکان جدید
تأمین سکونتگاه جدید برای بشر، چیزی فراتر از برپایی خانههای مدرن است. انسان تنها در خانهاش «سکنی نمی گزیند»؛ او در کنار همشهریهایش در مؤسسات عمومی و فضاهای شهری نیز زندگی میکند. از این رو برای تجربه تعلق و مشارکت، شناسایی وسیع و گسترده امری ضروری است. هدف از این شناسایی ویژگی مکان است، که با ساختارهای طبیعی و همچنین مصنوعی تعیین میشود. بنابراین هدف غایی معماری، خلق و محافظت از مکان است. بگذارید تکرار کنم که مکان میتواند به عنوان سنتز سازماندی فضایی درک شود و فرم ساخته شده (به طور قیاسی، سکونتگاه، سنتز تشخیص موقعیت و شناسایی است)، و معنای آن با زبان معماری یا سنت نشان داده میشود. همچنین میتوان اضافه کرد که معماری تنها مسئله چگونه و چه نیست، بلکه مسئله کجا نیز هست.
بنابراین، مسئله نهایی ما این است که معماری در خلق مکانهای رضایتبخش برای شیوه جدید زندگی موفق بوده است. با وجود این ، مکان مدرن مکانی است که هویت خاص خود را دارد. البته در عین حال، مکان باید دارای نوعی آشکارگی یا فراخی واقعی باشد که حضور همزمان «مکانهای بیشمار» را نشان دهد. گفتیم که برخی از ابزارهای لازم برای حل این مسئله ، یعنی تصور جدید از فضا و فرم، قوام گرفته بودند. همچنین خاطر نشان کردیم که این ابزارها برای حل آن وظایف ساختمان که مکان مصنوعی تعیین میکرد، مورد استفاده قرار گرفتند. دست آخر این واقعیت را یادآوری کردیم که جنبش مدرن مدتها پیش نیاز به عظمت و منطقه گرایی جدید، یعنی نیاز به فرمهای نمادین جدید، را تشخیص داد. اینجا شرایط لازم برای خلق مکانهای معاصر وجود دارند، و در این میان میتوان به تلاشهای بسیار چشمگیر برای حل ملموس این مسئله نیز اشاره کرد. در فصول بعد، درباره «چگونه» و «چه» و «کجا» ی معماری مدرن به تفصیل بحث خواهد شد؛ و نقاط ضعف و دستاوردهای ممکن آن نیز خاطر نشان خواهد گردید.
اما پیش از ادامه بررسیها، اشاره به برخی مخاطرات که رشد این سنت جدید را مانع شدند، اجتنابناپذیر مینماید. به طور کلی آنها پیامد اعتقاد یک بعدی در منطق و دودستگی تفکر و احساسی بودند که ریشه در عصر روشنگری داشت. ظاهراً معماری مدرن قرار نبود به عنوان شقی از فنآوری عقلانی عمل کند، بلکه میبایست به عنوان مکمل آن در نظر گرفته مید. پیشگامان، جهان جدید را قبول داشتند، اما میخواستند بعد هنری آن را که در مرحله ابتدایی آن به فراموشی سپرده شده بود، به آن بازگردانند. برج ایفل تجلی شکوهمند این هدف است. گرچه پیشگامان در کارهای خاص خود موفق بودند،اما شیوههایی را به کار بردند که بینقص نبود. اثر هنری هرگز نتیجه تحلیل منطقی نیست و نمیتواند به عنوان آیندهای از «شیوه بیان» انتزاعی درک شود. اثر هنری همیشه بر نگرش یا «انگاره» ای کلی استوار است که به تجمیع عناصری که به طور منطقی تعلقی به یکدیگر ندارند میپردازد. هنر اساساً غیرمنطقی است و نمیتوان آن را با اصطلاحات علمی توصیف کرد. بسیاری از معماران مدرن نما، با انتقال روشهای علوم طبیعی به معماری، بعد هنری آن را از بین بردند، و زمینه کارشان را به طراحی صرف و ساخت تقلیل دادند. این تقلیل به طور کلی دو جهت متفاوت را در بر میگرفت: یکی از اینها ریشه در اتم گرایی تفکیک ناپذیر از عل تحلیلی داشت. و دیگری از باور علمی به سیستمهای سامان بخش ناشی میشد. در نتیجه معماری مدرن با گسترش زیاد به جلوههای نواکسپرسیونیستی یا فرمالیسم نوعقلانی سخت تنزل کرد در هر دو مورد نگرش جدید از دست میرود و معماری دشمن زندگی معاصر میشود.
نقاشانی مانند کلی و کاندینسکی خیلی پیش از این رویکردی پدیدار شناسانه به مسائل هنر تصویری را مطرح ساختد، و برخی معماران آن پیشنهاد را دنبال کردند. پدیدار شناسی در فلسفه برای امکان بازگشت به «خود اشیاء» از طریق توصیفهایی که «شیء بودگی» آنها را نشان میدهد. عمل می کند. در برخی موارد، انسان تلاش کرده است که با مشکلات محیط زیست و مکان به طور جدی برخورد کند، و مکانمندی را به عنوان یکی از ساختارهای اساسی «هستی ما در این جهان» توصیف کند. بدین ترتیب مکان به مثابه «شیء» در مفهوم اصلی واژگانی آن درک میشود و این به منزلة نوعی «گردهمایی» است که «انسان را با جهان رو در رو میکند.» بنابراین مفهوم مکان عبارت است از جهانی که مکان به وجود میآورد. هر جهان، کلی و در عین حال وابسته به شرایط است، و معماری باید این واقعیت را از طریق تعابیر تازه از حال و هوای ویژه هر مکان (geniuse loci) بیان کند. ظاهراً سبکها در ساختارهای اصلی ریشه دارند، و نماینده مجموعهای از انتخابهای ویژهاند. بدین ترتیب گرچه اساس کلی سبکها به آنها ارزش ابدی میبخشد، اما به طور کلی سبکها منحصر به فردند. هر چند جهان آزاد نمیتواند از سیستمهای بستهای از این نوع استفاده کند اما در این میان به «پلان آزاد» و «فرمهای آزاد» نیاز است. معماری برای به وجود آوردن این امکان باید به سرچشمههایی رجوع کند که در زبانهای متفاوت فرم مشترکاند. جنبش مدرن از این مسئله آگاه بود، اما نظریه پردازیاش در این باره در تنگنای «علمی» گرفتار شد. پدیدار شناسی به این نقطه ضعف غلبه میکند و این امکان را به دست میدهد که ریشههای مان را درک کنیم. با کمک پدیدار شناسی، زبان جدید معماری میتواند ایجاد گردد و بدین ترتیب مکان جدید رونق گیرد.